راه های پیشرفت و تعالی همه جانبه و موانع آن

 

منابع

  • ماهنامه پاسدار اسلام،شماره ۲۹۸
  • سیره پیامبر دررهبری وانسان سازی-الصفارسالم
  • امامت ورهبری استاد شهید مرتضی مطهری

  • نهج البلاغه

  • مجله گلبرگ؛خرداد۸۶؛شماره۸۷

  • روزنامه جمهوری

  •  قران كريم

  • اصول كافي

  • رفيع پور، فرامرز 1380 : توسعه و تضاد، شركت سهامي انتشار، تهران.

  • رفيع پور، فرامرز 1378 : آناتومي جامعه، شركت سهامي انتشار، تهران.

  •  ازكيا، مصطفي، 1369 : جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران، انتشارات اطلاعات، تهران.

  • گي روشه، تغييرات اجتماعي، ترجمه منصور وثوقي 1380، نشر ني، تهران.

  • سعدي، گلستان، به اهتمام غلامرضا فرخ منش، تهران : علي اكبر علمي و شركا، 1327.

  • بهار، محمد تقي : ديوان بهار.

  • بيليگتون، روزاموند و همكارن. فرهنگ و جامعه، ترجمه فريبا عزبدفتري 1380: نشر قطره، تهران.

  • http://resalimy.blogfa.com

  • http://momeniyeh.persianblog.ir
  • http://www.hawzah.net/hawzah/magazines
  • http://taaliei.ran.parsiblog.com

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


نقش مهرورزی درپیشرفت وتعالی جامعه چیست؟

نقش مهرورزی درپیشرفت وتعالی جامعه چیست؟


پس از حمد و سپاس خداوند یکتا،که مظهر مهر وعطوفت و آموزگار مهربانی و مهرورزی است، باید اذعان نماییم که تمام مخلوقات،تمام موجودات وتمام هستی،ساخته وپرداخته خداوند هستی بخش است.


 در میان تمام اینها،خداوند انسان را برگزیده و به عظمت یاد کرده و بر موجودات دیگر استیلا داده،چرا که تنها موجودی است که خداوند روح خودش را در او دمیده است.


 انسان کمال یافته وانسان با بصیرت و تقوی،خلیفه خداوند وجانشین خداوند در روی زمین است،راه کمال هم برای بشر بسته نیست،هر انسان در میان دو بی نهایت(بی نهایت پستی و بی نهایت فرزانگی)مختاراست،و حتی می تواند ره صد ساله را یک شبه طی نماید.


 پس انسان با این خصو صیات ،مورد لطف و عنایت خداوند است،خداوند تمام آفریده های خود را دوست دارد،همانطور که در حدیث قدسی می فرماید:


 ("من بنده ام را چنان دوست می دارم که گویی همان یک بنده را دارم")


 از سویی دیگر،  جا معه و اجتماع ،حرکت های اجتماعی  و جمعی،راههای پیش بینی نشده ای را در پیش پای تک تک  افراد بشر می گذارد،یعنی هر حرکت و تحولی ،یک جهت گیری جدید و موضع گیری و تغییر در شیوه حرکت را برای شخص در پی دارد.


 به زبان دیگر،پیش آمد های اجتماعی یک امتحان برای افراد  جامعه محسوب می شود، تا آنها در بوته آزمایشی دیگربر سر دو راهی قرار نگیرند.........


 حال حرکت های اجتماعی خوب یعنی پیش آمد های خوب،مو قعیت های خوب را برای بشر از لحاظ رشد معرفتی و کسب مقامات عالیه در پی دارد و پیش آمد های اجتماعی  بد ،فتنه ای برای تک تک افراد محسوب می شود.


پس اگر قبول کنیم که جامعه بر سعادت وشقاوت افرادش تاثیر انکار نا پذیر دارد،این مطلب را پذیرفته ایم که  بشر درظرف اجتماع به کمال می رسد ،اجتماع خوب افراد بیشتری را به مقصد و مقصود عالی می رساند.


 و اجتماع بد،راه را دشوار تر می کند و در صد کمال یافتگان کاهش می یابد.


 پس تلاش دانشمندان و فلاسفه برای اصلاح جامعه و تلاش  رهبران دینی برای هدایت جامعه ،به این دلیل است که ،درصد افراد کما ل یافته افزایش یابد و محیط برای رشد فضایل انسانی و کمالات نهادینه شده در فطرت بشری  به منصه ظهور برسد،اگر مثالی در این رابطه داشته باشیم،امکان رشد یک نهال  بار آ ور در شوره زار و بیابان بدون آب وعلف تا حد صفر تنزل پیدا می کند ،ولی اگر همین خاک اصلاح شود و باران رحمت الهی بر آن  ببارد ما شاهد میوه های آن نهال خواهیم بود.


 و یا یک انسان در یک شهر خوب و کمال یافته بهتر به رشد وتعالی خواهد رسید تا آنکه در شهری باشد که در انحطاط و گمراهی است، چرا که انسان تاثیر گذار و تاثیر پذیر است وتا شرایط امتحان پیش نیاید، هیچ کس قابل شناخت نیست.


 مثلا اگر جنگ تحمیلی اتفاق نمی افتاد ، در سال 1355چه کسی می توانست پیش بینی کند که "حسن باقری"نو جوان جانشین نیروی زمینی سپاه خواهد شد و یا حاج همت فرمانده بزرگترین لشکر سپاه اسلام خواهد بوداینکه کسی فکر کند من بدون اینکه ارتباطی به جامعه داشته باشم،تاثیری از دیگران بپذیرم،می توانم تمام استعدادهای خود را شکوفا کنم و به بهشت قرب الهی ملحق شوم ،امری نا ممکن به نظر می رسد ،چرا همانطور که گفتیم،خداوند چنان قرار داد که بسیاری از توانائی های بشری در کش و قوس اجتماع به کمال برسد.


 بر می گردیم به سر مسئله اول مان،وآن اینکه برای پیشرفت خودمان باید خواستار پیشرفت جامعه و دیگران باشیم،و به تک تک افراد جامعه به چشم یک یار و یاورمان در راستای تعالی نگاه کنیم،و بدانیم که اگر آنها نبودند ما هم نبودیم.


 اگر چنین دیدگاهی در ما ایجاد شود همه افراد جامعه را دوست خواهیم داشت،به همه محبت خواهیم کرد،به همه آفریده های الهی عشق خواهیم ورزید.


 حال اگر همین بینش در تمام افراد جامعه ساری و جاری شود ،همه نسبت به همه خیرخواه و خیرجو باشند،در بین آنها بد بینی نباشد،غیبت نباشد،تهمت نباشد......


 این یک جامعه الهی و نمونه وآرزوی انبیا الهی و به عبارت امروزی مدینه فاضله خواهد بود.


جامعه ای که رحمت الهی از زمین برآن خواهد جوشید واز آسمان بر آن خواهد بارید.


 جامعه ای که در آن مهرورزی در رگ وریشه آن جریان دارد ،هیچ انرژی تلف نخواهد شد ،و هیچ نیرویی در مقابل نیروی دیگر خنثی نخواهد شد،نیروها در جهت های متقابل نخواهند بود ،که یا هم دیگر را از بین ببرند و یا اینکه خنثی نمایند،بلکه در یک سمت و یک جهت هدایت خواهند شد.

 چنین است که مهرورزی جامعه را از جهت الهی به تعالی خواهد رساندو در و مرجان های عظیم، علمای عظام،نوادر تاریخ را تحویل خواهد داد و از جهت پیشرفت فیزیکی در جهان نیز الگو ی جهان خواهد بود.


 اما: از کجا باید شروع کرد؟


 محبت نتیجه دانش است،نتیجه معرفت است،نتیجه آموزش وتمرین است،انسان اگر بخواهد بهشت را می آفریند و اگر بخواهد جهنم را می سازد.


 یک انسان آگاه است که می داند خداوند دست ساخته های خود را دوست می دارد هر چند آنها خداوند را نشناسند،(مانند جریان نفرین حضرت نوح که اگر چه بعد از 40سال با به نهایت رسیدن طغیان قوم اجابت شد ولی باز هم شاید رضایت الهی در آن نبود،این برداشت  نویسنده از یک روایت است)


 پس هر کس خداوند را دوست دارد ،باید آفریده های او را دوست بدارد ،وبه آنها محبت نماید.


        از محبت خارها گل میشود        از محبت سرکه ها مل می شود.


        از محبت تلخها شيرين شود      از محبت مس ها زريــن شود


       از محبت د‘ردهاصافي شود       از محبت دردها شــافي شود


       از محبت خارها گل مي شود      وز محبت سركه ها ‘مــل ميشود


       از محبت حزن شادي مي شود      وز محبت غول هــادي ميشود


       از محبت نيش نوشي ميشود       وز محبت شير موشي ميشود


       از محبت زنده مرده مي شود      وز محبت شــاه بنــده ميشود


       اين محبت هم نتيجه دانش است      كي گزافه بر چنين تختي نشست

 منابع:
http://resalimy.blogfa.com

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


هنجار های اجتماعی و توسعه نیافتگی ایران

هنجار های اجتماعی و توسعه نیافتگی ایران


«توسعه» اصطلاحی است كه در مجامع و محافل و نوشته های گوناگون به تنهايی يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده می شود. از قبيل توسعه شهر نشينی، توسعه صنعتی، توسعه اقتصادی،توسعه فرهنگی، كشور توسعه يافته، كشورهای در حال توسعه و ….


علمای اجتماعی هر كدام به تناسب ديدگاه فكری و مكتبی خود تعريفی از توسعه ارائه داده اند ولی همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معنی ازدياد كمی ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفی در نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه را در بر می گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث در باره مفهوم وتعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنا براين فقط به بيان يك تعريف بسنده می كنيم. ديويد لمن می گويد: « توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگونی اساسی در ساحتها و نهادهای اجتماعی – اداری و همچنين وجهه نظرهای مردم است و در بسياری از موارد حتی عادات و رسوم و عقايد مردم را در بر می گيرد.»


 عوامل مؤثر در توسعه


صاحب نظران امر توسعه عوامل چندی را در رسيدن به آن مؤثر می دانند كه بطور خلاصه می توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:


1- عوامل اقتصادی


2- عوامل سياسی


3- عوامل اجتماعی


4- عوامل فرهنگی


در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی در توسعه به موانع فرهنگی جامعه ما در رسيدن به امر توسعه خواهيم پرداخت.


 1- عوامل اقتصادی


عده ای معتقدند توسعه موقعی تحقق می پذيرد كه تركيب و ميزان معينی از پس انداز و سرمايه گذاری وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادی مورد نظر قرار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهای جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند كه آنقدر فقيرند كه ثروت لازم برای سرمايه گذاری بنيادی مورد نياز توسعه اقتصادی را ندارند. البته به نظر من اين امر در مورد كشور ما نمی تواند درست باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهای جغرافيايی از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبی، معادن و منابع زير زمينی و همچنين از لحاظ نيروی انسانی هم ار نظر كمی و كيفی در موقعيت مناسب قرار دارد و نمی توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.


 2- عوامل سياسی


پاره ای از محققان به عوامل سياسی و تاثير بر گزيدگان قوم در رشد و توسعه اقتصادی و تحول اجتماعی اشاره كرده اند از جمله باتامور نظرياتی ابراز داشته و بر نقش رهبران مليت پرست، مطلع و پيشوايان انقلابی تاكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگونی و پيشرفت می شمارد. از اين لحاظ هم به نظر حقير ما مشكلی نداريم چرا كه پيروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمينی (ره)و اهداف متعالی اين انقلاب از جمله قطع وابستگی و نفی سلطه بيگانگان بر امورات كشور راه را برای گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.


 3- عوامل اجتماعی


برخی از صاحب نظران به عوامل اجتماعی مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت خود ساز در می آورد وبه كار می اندازد از قبيل آموزش و پرورش، حفظ و ازدياد سلامت مردم و تامين رفاه اجتماعی اشاره می كنند. مثلا افزايش تخصص و مهارت از طريق تعليم و تربيت و رهايی افراد از بيماری و رنجوری به قدرت توليد آنها می افزايد و آسايش خاطری كه از بيمه و ديگر تلاشهايی كه منجر به برقراری امنيت جامعه می شود شوق و انگيزه تلاش را نيرو می دهد و با توان بخشی به فرد معلول ( اعم از معلول جسمی و روانی ) قدرت كار از دست رفته را به نحوی باز می گرداند.


 4- عوامل فرهنگی


گروهی از محققان به عوامل فرهنگی در پيشرفت اقتصادی و رسيدن به توسعه اشاره كرده اند كه به برخی از آنها در اينجا اشاره می شود : وجود معتقداتی كه به زندگی ناسوتی و موفقيت در حيات مادی اهميت ميدهد.حديث معروف «لا معاش له لا معاد له » در فرهنگ دينی ما اشاره به همين امر دارد.


 الف - وجود معتقداتی كه برای كار و كوشش ارزش قائل است و به جای فلسفه جبر از نظريه اختيار پيروی كند و فرد را در تعيين سرنوشت خويش و بهبود وضع خود مؤثر به داند.در اين مورد در اعتقادات دينی ما تاكيد زيادی شده اشت از جمله حديث معروف از امام صادق (ع) كه فرمودند : «الكاد علي عياله كالمجاهد فی سبيل الله » كسی كه برای به دست آوردن روزی خانواده- اش می كوشد، همانند كسی است كه در راه خدا جهاد می كند. همچنين در ادبيات ما بر اهميت و با ارزش بودن كار توجه قابل ملاحظه ای شده است. به عنوان نمونه :


برو كار می كن مگو چيست كار


كه سرمايه جاودانی است كار


 ب - وجود معتقداتی كه تحصيل علم و كسب فن را قدر شناسد و نياز و شوق دانايی و كاردانی را در دلها بيدار كند. در اين زمينه هم در آموزه های دينی ما تاكيد زيادی شده است و حتی اولين آيه نازل شده بر پيامبر (ص) تاكيد بر ارزش علم و علم آموزی دارد. همچنين بيان حديث معروف « اطلبوا العلم ولو بالصين » از طرف پيامبر اكرم (ص) به عنوان بنيان گذار مكتب اسلام نشانگر اهميت و ارزش علم و كسب فن است.در قران مجيد بر تفاوت و تمايز آشكار دانايان و نادانان توجه شده است. « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون »


 ج - وجود عناصری در فرهنگ ملی و نيز در بافت كلی جامعه كه اميد و انگيزه بهتر شدن و خوشتر زيستن و ارتقاء يافتن را در درون افراد پرورش دهد. در ارتباط با اين عامل هم در فرهنگ اسلامی و ايرانی ما موارد زيادی به چشم می خورد با اين مضمون كه هر كس امروزش با ديروزش برابر باشد مغبون و زيانديده است.


 د - وجود عقايدی كه اسراف و اتلاف را به هر شكل مردود بداند و موافق اندوخته كردن و كاربرد سرمايه در توليد باشد. در قرآن مجيد كه همه ما مسلمان آن را به عنوان بهترين راهنمای زندگی افراد انسان قبول داريم در موارد متعدد بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير تاكيده شده است و حتی اسراف كنندگان در زمره برادران شيطان عنوان شده اند.« ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه كفورا ».


آنچه كه تا به حال مطرح كرديم شايد ما را به اين نتيجه برساند كه كشور ما بايد در گروه جوامع توسعه يافته قرار می گرفت. ولی آنچه كه عملا مشاهده می كنيم و بطور يك واقعيت بايد قبول كرد جامعه ما با شرايط مطلوب توسعه فاصله زيادی دارد. عوامل متعددی در نرسيدن جامعه ما به توسعه دخالت داشتند كه اگر بخواهيم به آنها بپردازيم مثنوی هفتاد من كاغذ شود.


 ما در اين مقاله به برخی از ويژگيهای فرهنگی اشاره می كنيم. كه بيانگر برخی تناقض های فرهنگی است به اين معنی آنچه كه در باورهای دينی و اعتقادی ما وجود دارد و به عنوان عناصر متعالی برای تحقق شرايط توسعه می توانند عمل كنند با آنچه كه عملادر جامعه ما عمل می كنيم و در نگاه اول از ويژگيهای فرهنگی جامعه ما شمرده می شود تضاد وجود دارد ؛ و بطور مشخص مانع توسعه محسوب می شوند. به عبارت ديگر بخشی از فرهگ اصيل ما بطور كامل در افراد جامعه درونی نشده اند.


موانع فرهنگی توسعه


 1- فرهنگ مصرف و اسراف


در جامعه ما رقابت در مصرف بيشتر و به عبارت ديگر اسراف و تبذير به فراوانی قابل مشاهده است. در نتيجه سابقه طولانی نظام اربابی و اشرافی كه بر جامعه ما حاكم بوده و افراد بالادست و اشراف برتری خود را با استفاده از وسايل گرانقيمت مثلا با پوشيدن لباسها و استفاده از وسايل خانگی گران قيمت و يا سوار شدن بر مركب گران بها به نمايش می گذاشتند و به رخ ديگران می كشيدند.وفخر فروشی می كردند.معمولا در جامعه ما هر كس سعی می كند خود را با استفاده از وسايل گران بها به عنوان فردی از طبقه بالا نشان دهد.اين فرهنگ هم در رفتار مردم عادی و هم در رفتار مسئولين ادارات- البته مسئولين هم بزرگ شده همين فرهنگ هستند. – كاملا قابل مشاهده است. و امروزه شاهد تبليغ استفاده از اين وسايل گران قيمت هستيم. ازقبيل گسترش فروشگاه هايی كه به ظاهر وسايل لوكس خارجی می فروشند، انواع تورهای كيش كه برای خريد كالاهای لوكس انجام می گيرد و حتی برخی از ادارت كاركنان خود را به عنوان تشويق به اين تورها می فرستند.نمونه هايی از فرهنگ مصرفی جامعه ما هستند كه درنتيجه آن امكان پس انداز برای خانواده ها ممكن نمی شود و سرمايه كشور به سود توليد كنندگان خارجی از كشور خارج می شود.


علاوه بر آنچه گفته شد موارد متعددی از فرهنگ اسراف و تبذير در شئون مختلف جامعه ما حتی در امور مربوط به دين و مراسم مذهبی به چشم می خورد. از جمله :


- استفاده از انواع غذا ها در مراسم افطاری ماه مبارك رمضان،


- داشتن تعداد زيادی بلندگو و طبل ياماها در مراسم عزاداری ماه محرم كه ساخت كشورهای خارجی است واين باعث رونق اقتصادی آنها می شود،


- دعوت از چند نوحه خوان و سخنران در برگزاری مراسم تعزيه و در مرثيه ها كه حتی گاهی برای هركدام فقط چند دقيقه فرصت می رسد و هيچكدام نمی تواند مطلب خود را ارائه نمايد،


- كثرت اعلاميه های همدردی به هنگام فوت فردی از طرف ديگران بيشتر برای خود نمايی صادر می شود كه حتی بعضی وقتها مجالی برای خواندن همه آنها نيست،


- و دهها مورد ديگر.


موارد متعدد ديگری را نيز در سطح خرد و فردی به عنوان اسراف در جامعه ما می توان مطرح كرد از قبيل: دور نان بيرون ريختن، شير آب را باز گذاشتن، غير اقتصادی عمل كردن و آدمهای عاقل و مقتصد را خسيس خواندن و ….


در سطح كلان هم موارد گوناگونی از اسراف را در عمل و رفتار مسئولان جامعه می توان بيان كرد :


- در يك اتاق كوچك با گنجايش حداكثر 30 نفر (‌به دور ميز u شكل) جلوی هر صندلی يك ميكروفن گذاشته شده است، با اينكه افراد بدون ميكروفن،صدای يكديگر را به خوبی می شنوند ؛


- برای هر موضوع پيش پا افتاده،سمينار و كنفرانس در هتل های گرانقيمت برگزار كردن ؛


- مديران يك شركت يا يك اداره با هم بر سر تجهيزات ( تعداد تلفن های مدارداخلي و خارجی، نمابر، تلفن همراه، تعداد منشی ها، نوع ميز كار، مبلها و ميز و صندلی برای جلسات،انواع دستگاه های كامپيوتر برای هر اتاق و ديگر لوازم )‌، داشتن انواع اتومبيل های مدل بالا، توجه به نمای ساختمان و … با هم رقابت می كنند و اگر خوب بنگريم می بينيم كه حتی وزارتخانه ها هم با هم چنين رقابتهايی دارند.


-  اسراف در تبليغات انتخاباتی كه با هزينه های مصرف شده می توان مثلا از لحاظ كاغذ و كتاب مشكل زيادی از آموزش و پرورش كشور را برطرف كرد و ترقی علمی جامعه را سبب شد و گامی در جهت رسيدن به توسعه بر داشت.


-  ودهها مورد ديگر از اسراف و حيف و ميل كردن اموال فردی يا بيت المال كه اغلب برای خود نمايی و برتری جويی است و نابود كردن سرمايه هايی كه می توانستند در امر توليد و بهسازی امر جامعه قرار گيرند و باعث توسعه گردند.


 2- فرهنگ تخريب


در راستای مصرف و اسراف يك عنصر بسيار مناسب و مؤيد در نظام مصرفی ما، تخريب، تحقير و مسخره كردن است. نظام نابرابر اجتماعی، تحقيرهای زياد و روشهای آموزشی و تربيتی استبدادی در گذشته جامعه ما، ميزان پرخاشگری را آنقدر در فرهنگ ما گسترش داده است كه نه فقط در برابرموانع ارضای نياز، عكس العملهای خشن و پرخاشگرانه بروز و ظهور می كند، بلكه در شرايط عادی نيز جوانان تمايل و علاقه قابل ملاحظه ای به تخريب دارند. از نمونه های بارز آن :


- پاره كردن تشكهای اتوبوسها؛


- نوشتن و خراب كردن صندلی ها و ديوار های كلاسها و زير پا له كردن گچهای پای تخته سياه؛


- كندن چمن و شكستن شاخه های درختان پاركها و كنار خيابانها؛


- سنگ پر تاب كردن و شكستن شيشه های قطارها؛


و... همگی با اين تصور كه اينها متعلق به ديگران است.


 - اگر در هنگام امتحانات خردادماه نگاهی به جلو مدارس بيندازيم، می بينيم كه چگونه دانش آموزان، كتابهايشان را پاره كرده بيرون می اندازند،


- چقدر از شيشه های ساختمان های اطراف مدارس و استاديوم ها با تير وكمان و سنگ توسط دانش آموزان و يا تماشاگران مسابقات ورزشی شكسته شده اند،كه بيانگر احساسات آنهادر خوب يا بد نوشتن امتحان و يا خوشحالی از پيروزی و ناراحتی از شكست تيم مورد علاقه شان است،


- دنبال كردن مرغ و خروس و الاغ روستائيان مانند حيوانات وحشی، توسط جوانان يا بچه های شهری كه يا از طرف مدرسه به اردو و يا به همراه والدين خود به تفريح رفته اند كه اين رفتار بچه ها به عنوان نماد فرهنگ شهری باعث تعجب روستائيان شده و آنها گيج می مانند كه چه خوب است و چه بد ؟


جالب اين است كه در بيشتر موارد انجام اين كارها و تخريب كردن يك ارزش مثبت تلقی می شود و اسم آن را « زرنگی »می گذارند. حتی در برخی موارد چناچه افرادی در اين گروه ها چنين كار هايی را انجام ندهند مورد مسخره ساير اعضا قرار می گيرند.


اين موارد نمونه هايی از تخريب در سطح خرد است، در سطح كلان موارد متعددی از تخريب شخصيت افراد وتخريب سرمايه های ملی و بيت المال به چشم می خورد.


 الف- تخريب شخصيت


- حمله و تخريب به شخصيت و عملكرد برخی افراد در رسانه های جمعی و در سخنرانی ها گاهي به اندازه ای شديد است كه گويا ايشان اصلا هيچ نقطه مثبتی ندارد. ( در بيشتر موارد ما فقط مقدار خالی ليوان را می بينيم آن را بيش از اندازه بزرگ می كنيم.)


- تحقير و مسخره روستائيان توسط شهری ها؛


- تحقير ساكنان شهر های ديگر توسط تهرانی ها و دادن اصطلاح شهرستانی كه به نظر تهرانی ها آنها شهروند درجه دو هستند و حتی كم ارزش شمردن اهالی شهر های كوچك توسط ساكنان شهر های بزرگتر؛


- كم اهميت دانستن معلمان مقطع ابتدايي توسط معلمان مقاطع بالاتر و همچنين كم ارزش دانستن معلمان مقطع متوسطه از ناحيه مدرسان مراكز آموزش عالی.


 ب- تخريب بيت المال


- تخريب بيت المال توسط دست اندركاران به فراوانی به چشم می خورد،


- ايجاد مكانی برای فضای سبز با هزينه های آنچنانی و بعد خراب كردن آن توسط مسئول بعدی،


- كشيدن خيابان با هزاران مشكل وبعد كندن و خراب كردن آن به بهانه كشيدن گاز، آب،تلفن و…،


- صرف هزينه های هنگفت برای اجرای طرح های مختلف بدون مطالعات و بررسی های همه جانبه و بعد متوجه شدن به اشكالات متعدد و متوقف كردن آن و به هدر دادن سرمايه های مادی و انسانی قابل توجه و حركت از نو.( طرح نظام جديد آموزش و پرورش كه چندين بار تغيير حالت داده و هنوز هيچكدام به نتيجه مطلوب نرسيده است.)


و دهها مورد ديگر.


همه اين موارد يعنی تخريب چه در سطح خرد و چه در سطح كلان باعث نابودی امكانات و سرمايه های مادی و معنوی و انسانی جامعه شده و رسيدن به توسعه را غير ممكن می سازد.


 3- فرهنگ تملق


از ديگر ويژگی های فرهنگی جامعه ما كه دقيقا متناسب با فرهنگ تخريب عمل می كند فرهنگ تملق و چاپلوسی است. به اين معنی كه ديگران به خاطر منافع آني خود و براي حفظ موقعيت فعلی و شايد به اميد ارتقا به موقعيت بالاتر كار ها و اقدامات هر چند كاملا غير منطقی مسئولان رده بالا خود را تاييد می كنند و با انجام برخی رفتار های نوكر مآبانه در مقابل آنهاو با دادن القاب با بار مثبت فراتر از شان و منزلت مسئو ل رده بالا، به نوعی از برنامه های آنها حمايت می كنند و اين تصور هر چند غلط را در مسئولين بوجود می آورند كه حتما آنها خيلی خيلی مهم هستند و اگر آنها نباشند مشكل عمده ای در امورات جامعه بوجود می آيد. و در نتيجه به خود حق می دهند كه هر برنامه ای را هر طور كه صلاح می دانند و ظاهرا با نيت خير خواهانه انجام دهند. نمونه تملقات را می توان در:


- پيام ها و آگهی های تبريك و تسليت كه در صفحات مختلف و مخصوصا صفحه اول روزنامه ها چمع می شود؛


- پلاكارد هايی كه به هنگام آمدن مسئو لين بر سر در مكانهای مختلف شهر نصب می شود؛


- و استفاده از الفاظ و كلمات خاص كه به هنگام خير مقدم گويی مورد استفاده قرار می گيرد، مشاهده كرد.


آقاي رفيع پور(1380) در كتاب توسعه و تضاد چند نمونه از اين آگهی ها را از روزنامه مورخه 30/9/72 ص 12 نقل كرده است.


 بسمه تعالی


حضرت حجت الاسلام و المسلمين... و ورزش دوست جمهوری اسلامی ايران


رهنمودهای پيامبر گونه حضرتعالی كه در واقع خطوط اصلی ورزش كشور را ترسيم نمود …


جنابان آقايان دكتر …. و دكتر ….


رای قاطع پزشكان عاليقدر به شما شخصيتهای ممتاز و كم نظير جهت عضويت در هيئت مديره … نشانه سپاس و حق شناسی آنان نسبت به ايمان و خلوص و آزادگی و شرف و فضيلت و لياقت و شايستگی شما و ضامن قداست و بالندگی و اعتلای اين نهاد قانونی است. ….


براساس تئوری مبادله انسانها نسبت به يك شخص وقتی تملق می گويند كه از آنها انتظار نفع و فايده ای داشته باشند.


الا تا نشنوی مدح سخنگوی كه اندك مايه نفعی از تو دارند


كه گر روزی مرادش بر نياری دو صد چندان عيوب بر شمارند


(گلستان باب هشتم ص 223 )

 با كمی تامل در مورد نتايج تملق به روشنی در می يابيم كه هم منابع مادی جامعه و هم شخصيت و خود باوری افراد كه هر دو از ملزومات توسعه هستند مورد تهديد قرار می گيرند به اين معنی كه در نتيجه تملق و چاپلوسی افراد به يك تصور غلط و غير واقعی از خود می رسند كه می تواند در تصميم گيری آنها موثر بوده و منجر به هدر رفتن توان و انرژی جامعه گردد.


 4- فرهنگ چشم هم چشمی


از جمله مواردی كه می تواند امكانات جامعه را به هدر دهد رقابت های بی مورد در رسيدن به برخی موقعيت های كذايی و خود نمايی است كه با دقت نظر متوجه می شويم كه هيج فايده ای به جز ناراحتی های ذهنی و روانی و مصرف نامناسب منابع ندارد. همانطور كه در مباحث قبلی مطرح شد افتادن جامعه در مسير رقابت در مصرف، امكان پس انداز و سرمايه گذاری را به صفر می رساند و توان و فرصت افراد را به خاطر رسيدن به اهداف كم ارزش به هدر خواهد رفت.


نمونه ای از فرهنگ چشم هم چشمی را مي توان در موارد گوناگون مشاهده كرد از جمله :


- برگزاری مهمانی های متقابل و مفصل تر؛


- رقابت در بر گزاری مراسم عروسی و حتی تعزيه در تالارهای آنچنانی؛


- رقابت در تعيين مهريه عروس خانمها و در خريد های ازدواج؛


- ثبت نام فرزندان در مدارس غير انتفاعی به خاطر رقابت با همسايه ها يا ديگر خانواده های فاميل؛


- تعويض وسايل منزل از جمله مبل ها،پرده ها و … برای رقابت و خود نمايی در مقابل فاميل و همسايه ها؛


- ثبت نام بچه در كلاسهای مختلف از جمله زبان، كامپيوتر، موسيقی، …. برای فخر فروشی در برابر …؛


- حتی در برخی موارد گرفتن معلم خصوصی برای فرزندان؛


- رقابت در خريدن كادو به مناسبتهای مختلف كه گاهي كادوی خريداری شده مورد نياز واستفاده طرف نيست؛


و …..


5- فرهنگ فرديت در مقابل تعاونی


در بسياری از موارد افراد جامعه ما سعی می كنند در تمام كارها و برآوردن نياز های خود متكی به خود باشند. داشتن چنين روحيه ای باعث شده است مقدار زيادی از منابع و امكانات جامعه كه می توانست در امر توسعه و توليد و سرمايه گذاری مورد استفاده قرار گيرد بصورت راكد در كمدها و انباری های خانه ها بماند و خاك بخورد.در اين جا برای روشن شدن مطلب مثالی ذكر می كنيم و يافتن مصاديق ديگر را بر عهده ی خوانندگان محترم می گذاريم.


معمولا مادران خانواده های آذربايجانی اعتقاد دارند كه بايد تمام وسايل خانگی كه مورد نياز است و در مناسبتهای مختلف مورد استفاده قرار می گيرد تهيه و در خانه موجود باشد تا در صورت نيازبا خيال آسوده مراسم برگزار شود. و به همين علت در فرصتهای گوناگون چنانچه پس اندازی در خانواده وجود داشته باشد برای خريدن چنين وسايلی هزينه می شود. به عنوان مثال مادری كه صاحب پسری پنج ساله است با اين نظر كه موقع پايان خدمت سربازی اين پسر يك مهمانی خواهند داد و مثلا صد نفر را دعوت خواهند كرد. از حالابه فكر تهيه و خريد انواع لوازم خانگی است. درحالی كه اين مهمانی 15 يا 16 سال ديگر برگزار خواهد شد اين لوازم تهيه می شوند و در كمدها و انباری ها نگهداری مي شوند.هر چند كه با اين كار نوعی آرامش روانی برای اعضای خانواده به وجود مي آيد ولی اين امر باعث راكد شدن مقدار زيادی از سرمايه های جامعه می گردد كه می توانست در امورات توليدی و اجتماعی سرمايه گذاری شود و برای كل جامعه مفيد واقع گردد.


برای نمونه اگر ما شهر تبريز را با جمعيتی در حدود يك ميليون و دويست هزار نفر(1200000) در نظر بگيريم. وبطور متوسط هر خانواده تبريزی پنچ نفری باشد. در تبريز حدود دويست و چهل هزار ( 240000 )خانواده زندگی مي كنند. اگر هر خانواده به طور متوسط مبلغ بيست هزار تومان (20000) را كه می خواست برای خريدن لوازم خانگی كه فعلا مورد نياز نيست را كنار گذاشته و اين مبالغ را در يك مؤسسه ای كه مورد اطمينان است جمع كنند و در جای مناسبی سرمايه گذاری گردد چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ ( لازم به ذكر است كه اين مبالغ نه به عنوان صدقه بلكه به عنوان سهمی در سرمايه گذاری كه بايد بعدا به همراه سود حاصله عودت داده شود در يك جا جمع شود.


تومان 4800000000 = 20000 × 240000 اگر سرمايه لازم برای ايجاد يك فرصت شغلی را 10000000 تومان ( ده ميليون تومان) در نظر بگيريم با اين مبلغ می شود براي 480       ( چهار صد و هشتاد ) نفر ايجاد اشتغال نمود. به اين ترتيب هم مشكل بيكاری حل مي شود و هم توليد جامعه افزايش مي يابد كه به نوبه خود باعث رفاه جامعه شده و جلو برخی نابهنجاری های اجتماعی گرفته می شود.البته اين مثال خيلی خيلی كوچكی بود، اگر ما اين را به كل جامعه تعميم بدهيم خواهيم ديد كه چه نتايج مثبتی خواهد داشت. مثلا در نظر بگيريم كه در هر خانواده ايرانی بطور متوسط به اندازه پانصد هزار تومان ( 500000 ) طلاجات در دست و گوش و گردن زنان و دختران به عنوان زينت مورد استفاده قرار می گيرد. اگر همه خانواده ها تصميم بگيرند كه مثلا به مقدار صد هزار تومان (100000 ) از اين طلاجات را در يك جا متمركز كنند و در امورات توليدی به كار گيرند خواهيم ديد كه چقدر از مشكلات اشتغال و به دنبال آن مسايل ديگر اجتماعی حل خواهد شد.


البته آنچه گفته شد نياز به بستر سازی فرهنگی دارد كه اولا مردم ما به ضرورت اين مسئله پی ببرند و ثانيا اطمينان پيدا كنند كه مسئولين اين مؤسسات كه برای به كار گيری اين سرمايه تشكيل خواهد شد واقعا برای رضای خدا و خدمت به مردم و رفع مشكلات جامعه به ميدان آمده اند ونه به نفع منافع شخصی و سوء استفاده از اين نيت خير حواهانه مردم.


به طور كلی در جامعه ما فرهنگ تعاونی مخصوصا در مورد فعاليت های اقتصادی تا به حال جا نيفتاده و فعاليت ها و كارهايی كه بصورت تعاونی و شرا كتی شروع شده بعد از مدتی به تعطيلی كشيده شده و چه سرمايه هايی كه راكد مانده و در حال از بين رفتن است. اينجانب شخصا تعداد قابل توجهی از كارخانه های كوچك و كارگاه های شراكتی چند نفری را می شناسم كه به علت اختلافات سالهاست كه درشان لاك و مهر شده و ماشين آلات و مواد اوليه زيادی در حال خراب شدن و از بين رفتن هستند.


آنچه تا به حال مطرح شده برخی از ويژگيهای فرهنگی جامعه ما بود كه به عنوان مانعی می تواند در مسير توسعه جامعه ما عمل كند. برای رفع اين موانع ارائه الگوهای مناسب تربيتی و آموزشی كه هم بايد مربيان اعم از والدين و معلمان، دست اندر كاران وسائل ارتباط جمعی، رهبران سياسی و فكری جامعه اول خود عامل به آنها باشند و هم فرايند تربيتی و آموزشی جامعه در سطوح و مراحل مختلف طوری طراحی و اجرا شود كه ارزشها وهنجارهای مطلوب در فرزندان جامعه از اول درونی شود. الگو بودن رهبران و بزرگان جامعه در مقابله بااشرافی گری، راحت طلبی، رقابت های بی مورد، تحقير، تملق و انفرادی عمل كردن در جا انداختن عناصر فرهنگی موافق توسعه نقش بسزايی دارد.

منابع:

1- قران كريم

2- نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام

3- اصول كافي

4- رفيع پور، فرامرز 1380 : توسعه و تضاد، شركت سهامي انتشار، تهران.

5- رفيع پور، فرامرز 1378 : آناتومي جامعه، شركت سهامي انتشار، تهران.

6- ازكيا، مصطفي، 1369 : جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران، انتشارات اطلاعات، تهران.

7- گي روشه، تغييرات اجتماعي، ترجمه منصور وثوقي 1380، نشر ني، تهران.

8- سعدي، گلستان، به اهتمام غلامرضا فرخ منش، تهران : علي اكبر علمي و شركا، 1327.

9- بهار، محمد تقي : ديوان بهار.

10- بيليگتون، روزاموند و همكارن. فرهنگ و جامعه، ترجمه فريبا عزبدفتري 1380: نشر قطره، تهران.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


عوامل و موانع پیشرفت از نظر رييس جمهور محترم جناب آقای احمدی نژاد

عوامل و موانع پیشرفت از نظر رييس جمهور محترم جناب آقای احمدی نژاد


 مدرسه بهترين ،‌والاترين و ارزشمندترين نهادی است که بعد از خانواده درخدمت سازندگی، پيشرفت و اخلاق جامعه قرار دارد مدرسه امن‌ترين کانون علم و فرهنگ است و بايد نگاه به مدرسه نگاه به بهترين‌ها باشد، چرا که مدرسه جايگاهی برای آموختن، ساختن، و پيشرفت کشور است.


 فرهنگيان بالاترين، مهم‌ترين و حساس‌ترين مسئوليت را در ايران بر عهده دارند، انتظار و حق ملت ايران است که فرزندان آنها که به شما سپرده شده‌اند، مؤمن، عالم، با اخلاق، ‌هوشمند و پاک تربيت شوند.


 خودباوری، شخصيت، ارتباط با خدا و همت برای کار و تلاش مسئوليت امروز جوانان امروز مي‌‌باشد.


 تعالی همه جانبه كشور يعنی پيشرفت همه جانبه كشور، يعنی پيشرفت علمی، صنعتی، فناوری، كشاورزی، اقتصادی ، فرهنگی و اخلاقی. ملت ما شايسته نشستن بر قله‌های جهانی است . ملت ما شايستگی آن را دارد كه درهمه زمينه‌ها در مقابل و  پيشاپيش همه ملت‌ها قرار گيرد. امروز بايد برای تعالی همه جانبه كشور دست به دست هم بدهيم.


 همبستگی و وحدت ، كار علمی و علم آموزی ، ايمان به خدا، دلسوزی برای يكديگر ، عشق به هموطن ، عشق به خدا،عشق به ايران عزيز، كار ،تلاش و مجاهدت پيگير، خلاقيت و نگاه به قله‌های بلند و آرمانهای الهی همه اينها عواملی هستند كه ما را به قله پيشرفت همه جانبه هدايت و ما را در اين مسير ياری می ‌كنند.


 تفرقه ، سستی ، آسيب پذيری فرهنگی ، عدم شناخت دشمنان و توطئه‌های آنها ، عدم دفاع جانانه در مقابل هجوم دشمنان، از دست دادن خودباوری ، شجاعت ، ابتكار و خلاقيت و از دست دادن فرصت‌ها از موانع پيشرفت است.


منابع:


http://taalieiran.parsiblog.com

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


امنیت زمینه ساز پیشرفت

امنیت زمینه ساز پیشرفت

مطابق نظریه حضرت آیت الله خامنه ای شاخصه های پیشرفت درجامعه عبارتنداز:


1_فراصنعتی شدن :جامعه پیشرفته وتوسعه یافته از نظرایشان جامعه ای است که از مرحله صنعتی اولیه وکارخانه های دود کشی پا رافراتر گذاشته وبه مرحله ای بالاتریعنی ورود به عرصه تکنولوژی های سطح بالا شده است .


تکنولوژی هایی مثل نانو تکنولوژی تکنولوژی هسته ای تکنولوژی های مربوط به فناوری اطلاعات وهوافضا وخلاصه هرگونه تکنولوژی که تلعقی به صنایع پایین دستی مثل کارخانه های دود کشی نداشته باشد.


2_خود کفایی در نیازهای اساسی:جامعه پیشرفته جامعه ای است که در نیازهای اساسی به خود کفایی رسیده باشد .خود کفایی درنیازهای اساسی ضریب امنیت ملی را افزایش داده ونوعی احساس آرامش روحی و روانی را برای مردم به ارمغان می آورد .و باعث نوعی نشاط و امیدواری می گردد.البته اگر سرمایه ساختارنیروی انسانی امکان تبادل کالا صادرات و عوامل دیگر وجود داشته باشد هر چه بر حوزه و دامنه خود کفایی افزوده شودزمینه رونق اقتصادی و امنیت بیشتر را فراهم می آوردبه هر حال در مدل فکریرهبری انقلاب اسلامی توسعه بدون سازماندهی و تحقق خود کفایی در نیاز های اساسی توسعه ای غیر مدبرانه وآسیب پذیر خواهد بود. نیازمندی کالاهای اساسی دست دشمنان را در اعمال فشار برای ایجاد نابسامانی درتوسعه ی کشور باز می دارد.


3_افزایش بهره وری:بهره وری از تلفیق اثر بخشی وکار امدی حاصل می اید.اقدام بهره وری اقدامی است که ما را به هدف برساندو رساندن به هدف با کمترین هزینه به انجام برسد.


بنابراین وقتی سخن از بهره وری به میان می اید منظوراین است که کارها را طوری تنظیم کنیم که با کمترین هزینه بهترین روش و کوتاهترین مسیر ما را به هدف برساند.شاخص بهره وری شاخص مهمی است که رهبری انقلاب اسلامی ان را به عنوان یکی از معیارهای جامعه ی توسعه یافته در نظر گرفته اند.


4_ارتقای سطح سواد:وضعیت علمی و مهارتی نیروی انسانی مهمترین شاخصه ی جامعه توسعه یافته است.مهمترین سرمایهی هر جامعه نیروی انسانی است برای تحقق توسعه ی پویا و مستمرآموزش رکن اساسی است البته اموزش های هدفمند و کاربردی که بتواند بستر لازم برای توسعه را فراهم آورد.بنابر این اگر بخواهیم جامعه پیشرفته ای داشته باشیم باید سطح سواد جامعه را افزایش دهیم.


5_ارتقای خدمات رسانی به شهروندان :جامعه ای توسعه یافته خواهد بود که سطح خدمات رسانی به شهروندان در سطح خدمات رسانی به شهروندان در سطح مطلوبی باشد. هدف حکومت در اسلام خدمت رسانی به مردم است .


بنابراین جامعه پیشرفته اسلامی جامعه ای است که سطح این خدمات ارائه شده از یک حد استاندارد و مطلوبیتی بر خوردار باشد .


چگونگی خدمات حمل ونقل خدمات امنیتی و قضائی خدمات آموزشی درمانی ورزشی فرهنگی وانطباق این خدمات با معیار های استانداردابزار دیگری برای سنجش جامعه پیشرفته است.


برای تحقق توسعه مورد نظربایدابعاد گوناگون خدمات رسانی به شهروندان با سازماندهی و مدیریت کارامدی مناسب به


سطح استاندارد های مورد نظربرسد.


6_افزایش امید به زندگی :جامعه پیشرفته مورد نظررهبرانقلاب اسلامی جامعه ای است که به سبب توسعه در ابعاد


مختلف از قبیل وضعیت معیشت تغذیه بهداشت و درمان اشتغال ودست یابی به سطوح بالی رفاه مادی و معنوی امید به


زندگی بیشتر شدهو متوسط طول عمر مفید افزایش می یابد.


7_رشد ارتباطات :ارتباطات بستر تحقق توسعه و پیشرفت است با سهولت ارتباطات چه ارتباطات مخابراتی و چه ارتباطات جاده ای ریلی و هوایی زمینه تحرک اقتصادیرا فراهم می آورد .تو سعه ارتباطات توسعه تبادل اقتصادی را میسر می کند.بنابرین بدون گسترش ارتباطات امکان توسعه وپیشرفت وجود ندارد و به همین دلیل است که رهبر انقلاب اسلامی رشد ارتباطات رایکی از شاخصه های اصلی توسعه می دانند.


8_مبتنی شدن روند تحول بر عناصراصلی هویت ملی و آرمانهای اساسی :سازماندهی تحول و تو سعه باید بر مبنای ارزشهاونگرشهای فکری واصول اعتقادی استوار باشدوالا هر گونه مدل سازی توسعه مبتنی بر ارزشهای صرف غربی نمی تواند ثمر بخش باشد .


پس از آنکه شاخص های یک جامعه ی پیشرفته و توسعه یافته مشخص شد وابعاد مدل آرمانی توسعه از دیدگاه رهبرمعظم انقلاب اسلامی معین گردید نوبت به سیاست های توسعه و پیشرفت می رسد .یعنی در رسیدن به هدف مورد نظرچه سیاست های باید مد نظر قرار گیرد تا توسعه و پیشرفتی که مطلوب است محقق شود.


حضرت آیت الله خامنه ای ابعاد تحول وپیشرفت یا سیاست های آنرا به شرح ذیل بیان میدارند:"ابعاد تحول و پیشرفت


در نگاه ویژه نظام اسلامی عبارتند از :


1:افزایش ثروت ملی


2:عدالت طلبی


3:اقتدار ملی


4:رشد اخلاق و معنویت


5:عزت ملی


6:مبارزه با فقر و فسادو بیکاری و تبعیض


7:مقابله با جهل و بی قانونی


8:ارتقائ علمی مدیریت ها


9:انضباط اجتماعی


10:افزایش احساس مسئولیت


11:استقلال فرهنگی


اجرای هر مدل هر مدل توسعه باید مبتنی بر سیاست های خاصی باشد یعنی اجرای مدل توسعه در چارچوب ارزش های تعیین شده و با کمک آنها به مرحله اجرا در آید.به طور مثال توسعه ای را دنبال می کنیم که مبتنی بر عدالت باشد یعنی توسعه طوری طراحی شودکه نتیجه ی قهری اجرایی شدن ان تحقق عدالت باشد.


چگونگی ایجاد توسعه و پیشرفت همواره یکی از سوال های اساسی و مهم در ایجاد دگرگونی وتحول تکاملی جوامع بوده


است.اگر بخواهیم از توسعه و پیشرفت تعریفی داشته باشیم می توان گفت توسعه و پیشرفت همان افزایش سطح بهره مندی و رفاه ارتقائ امنیت ازادی گسترش ارتباطات اجتماعی و امکان تحرک اجتماعی عمودیو افقی معطوف به ارزشهای جامعه که   در سایه ی پیشرفت علمی و تکنولوژیک دگرگونی تکاملی در نظام بهداشت و درمان.آموزش و سازماندهی و مهندسی اقتصادی  صنعتی و سیاسی و فرهنگی به وجود می اید. بنابر این برای  رسیدن به افقهای مطلوب زندگی که همان زندگی توسعه یافته و همراه به پیشرفت است به مهندسی و مدیریت آن نیازمندیم و باید مدلی متناسب با ارزشهای دینی و ملی طراحی و تدوین گردد.


از انجایی که هدف از این نگارش تبیین دیدگاهها و تدابیر رهبرمعظم انقلاب اسلامی است ابتدا معیار های پیشرفت یا شاخصه های یک جامعه ی توسعه یافته را بیان نموده و سپس به سیاست های توسعه از دیدگاه ایشان می پردازیم.


رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین شاخصه های جامعه توسعه یافته می فرمایند:معیار های پیشرفت عبارتند از:


۱ـفرا صنعتی شدن


۲ـخود کفایی در نیاز های اساسی


۳ـافزایش بهره وری


۴ـارتقای سطح سواد


۵-ارتقای خدمات رسانی به شهروندان


۶ـافزایش امید به زندگی


۷ـرشد ارتباطات


۸ـمبتنی شدن روند تحول بر عناصر اصلی هویت ملی و آرمانهای اساسی


منابع:

روزنامه جمهوری

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه امام خمینی رحمه‏الله

اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه امام خمینی رحمه‏الله

اتحاد ملی

اهمیت اتحاد

دعوت به وحدت، از اهمّ اموری است که امروز در جامعه ما لازم است.


این وحدت ملی، وحدت الهی است؛ به دست خدای تبارک و تعالی ایجاد شده است.


این وحدت کلمه‏ای که در تمام اقشار ایران پیدا شد، معجزه بود،... امر الهی بود.


امروز شما احتیاج دارید به وحدت کلمه، امروز بیشتر از دیروز احتیاج دارید و فردا بیشتر از امروز. این وحدت کلمه خودتان را حفظ کنید.


امروز، روز وحدت کلمه است.


امروز روزی است که کلمه وحدت برای ما فایده ندارد؛ عمل وحدت لازم است.


ما هر روز باید به بیداری خودمان بیفزایم و وحدت و انسجام خودمان را افزایش دهیم.


ملت باید در حال افزایش انسجام و وحدت کلمه باشند.


ما در سایه آرامش و وحدت می‏توانیم این کشور را به مقاصد عالیه اسلامی برسانیم و این مستضعفین را از آن ظلمت‏هایی که در طول تاریخ به آنها شده است، نجات دهیم.


شما جوان‏ها با وحدت اراده و با وحدت عمل، بدون اینکه با هم اختلافی بکنید، همه‏یک‏صدا باشید و پشتیبانی از این نهضت بکنید که این نهضت به نفع مملکت شما، به نفع خود شماست.


تا قشرهای این ملت وحدت نداشته باشند، هم‏فکر نباشند، هم‏عقیده نباشند و با هم آن راهی که صراط مستقیم است اتخاذ نکنند... به هم نخواهند رسید.


اتحاد رمز پیروزی

رمز پیروزی شما، ایمان و وحدت کلمه بود.


وحدت کلمه، رمز پیروزی است.


رمز پیروزی شما، وحدت کلمه است.


از اختلافات دست بردارید. رمز پیروزی ما، اتحاد بود، همبستگی بود.


اگر وحدت کلمه نبود، این پیروزی حاصل نمی‏شد.


این پیروزی تا این‏جا به واسطه وحدت کلمه بوده است.


اتحاد و همبستگی، سبب پیروزی ما تا به امروز بوده [است].


وحدت کلمه، شما را بر همه قدرت‏های جهان پیروز کرد.


توجه به خدای متعال و وحدت کلمه، اساس پیروزی ما شد.


وحدت کلمه و توجه به اسلام بود که نهضت ما را پیروز کرد.


رمز پیروز ما وحدت کلمه بوده است. اکنون با کمال خضوع می‏خواهیم تا از اختلافات دست برداشته و برای فردای خود فکر اساسی کنید و از هرگونه اختلاف بپرهیزید که چون موریانه، خوب و بد را نابود می‏کند.


باید همه هم‏صدا و هم‏رأی باشیم و همبستگی داشته باشیم. بدانیم که رمز پیروزی ما، همین وحدت کلمه و اتکال به خدای متعال بود.


من امیدوارم که این رمزی که در ایران رمز پیروزی شد، برای همه اقشار مستضعفین الگو باشد. آن رمز، وحدت کلمه و اتکا به اسلام بود.


رمز موفقیت ما که قدرت‏های بزرگ دنیا را عقب نشاند،... همین وحدت اقشار و وحدت کلمه بود.


باید به خدا توجه کنیم و هم‏بستگی با هم داشته باشیم.... اگر ما فرد فرد و گروه گروه باشیم، همه‏مان آسیب می‏بینیم، اما چنانچه انسجام پیدا کنیم،... ان شاءالله پیروز هستیم.


مرگ بر آنها که می‏خواهند این وحدت کلمه را به هم بزنند! آنها که خیال کردند می‏توانند این وحدت کلمه را به هم بزنند، خیال خامی کرده‏اند. رمز پیروزی را ایران یافته است. آن رمز، توجه به خدا [و] وحدت کلمه [است].


اتحاد؛ عامل پیشرفت

تا این وحدت کلمه نباشد و تا توجه به اسلام نباشد، نمی‏توانیم پیشرفت کنیم.


آن چیزی که این جمهوری را حفظ کرده، وحدت و انسجام این جمعیت است.


این انسجام است که می‏تواند این کشور را نجات بدهد.


ما مشکلاتمان زیاد است، لکن همه باید دست به هم بدهیم تا حل مشکل بکنیم.


آشفتگی علاجش این است که همه کار بکنیم؛ همه، دقت بکنیم در امورمان. هر کس خیال نکند که از من چه کار می‏آید. ... یک قطره باران از آن کاری برنمی‏آید؛... همین قطره‏های باران است که سیل را راه می‏اندازد و سیل، سدها را می‏شکند.


همه مردم ایران بایستی در این موقع حساس مملکتی، وحدت کلمه خود را برای مبارزه با اجنبی و سازندگی ایرانی که تبدیل به خرابه شده است، حفظ نمایند.


در مشکلات دولت جمهوری اسلامی ایران با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.


ملت اگر بخواهد از این اسارت در طول تاریخ بیرون بیاید... و استقلال پیدا کند... باید از این گروه‏گرایی و از این اختلافات... دست بردارد.


دیدید که با وحدت کلمه و اجتماع و اتکال به خدا این سد بزرگ را شکستید؛ الان هم با اتکال به خدا و وحدت کلمه، این خرابه را باید آباد کنید.


امروز ما از روزهای قبل بیشتر احتیاج به هم‏بستگی داریم. امروز ما مواجه با همه قدرت‏ها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح‏ریزی می‏کنند و برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند.


بهترین ثمرات این نهضت، وحدتی است که حاصل شد بین قشرهای مختلف.


اتحاد؛ سدی در برابر دشمن

هر چه وحدت زیادتر باشد، آسیب کمتر می‏شود.


حفظ وحدت کلمه و جدیت در خنثی نمودن توطئه‏های خائنانه، از اهمّ امور است.


تا این وحدت و انسجام و این هدف عالی اسلامی پابرجاست، کشور شما آسیب نخواهد دید.


شیاطین درصدد اختلاف انداختن هستند؛ این وحدت کلمه را حفظ کنید.


همین وحدت کلمه، شما را با اینکه اندک بودید، در مقابل ابرقدرت‏ها بر آنها پیروز کرد و کشور شما را که در طول سالیان دراز تحت سلطه اجانب بود یا تحت سلطه سلاطین جور بود، نجات داد.


امریکا از این وحدت کلمه ملت ما و از اینکه ملت ما به این‏جا رسیده است، از این وحشت [دارد].


یک ملت وقتی با هم منسجم شدند، دیگر قابل آسیب نیست.


اگر انسجام به وجود آید، هیچ قدرتی نمی‏تواند به شما زور بگوید و پیروزی از آنِ شماست.


الحق ملت ایران با هم‏بستگی بی‏مانند خود و ایستادگی در مقابل دشمنان اسلام و کشور، یک ملت نمونه است که نام بزرگ خود را در تاریخ ثبت [کرد] و راه مبارزه را به ملت‏های مظلوم آموخت.


تفرقه؛ مخالف اتحاد و مطلوب دشمن

تفرقه، این وحدت کلمه را از بین می‏برد. وقتی که از بین برد، آن رمزی که رمز پیروزی ما بود ازدستمان گرفته می‏شود؛ گرفته شد، شکست می‏خوریم.


کسانی که در بین مردم افتاده‏اند و تفرقه ایجاد و کارشکنی می‏کنند در کار دولت، اینها بدانند که این، خدمت به استعمار است.


اسلام مأمور کرده ما را به وحدت کلمه. تفرقه‏اندازان ازاسلام بیرونند.


اتفاق کلمه داشته باشید که اگر این پایگاه اتفاق کلمه را از شما گرفتند، بدانید که شکست می‏خورید.


نبود اتحاد؛ بازگشت به گذشته

اگر وحدت کلمه را از دست شما گرفتند، باز همان اسارت است و باز همان غارت‏گری‏ها اعاده می‏شود.


تنها در حفظ اتحاد و هماهنگی است که پیروز می‏شویم؛ والاّ شکست خواهیم خورد و دوباره تحت سلطه قدرتی دیگر قرار خواهیم گرفت.


اگر وحدت کلمه را حفظ نکنیم و این نهضت را حفظ نکنیم، دوباره ما را برمی‏گردانند به حال اول و بدتر از آن.


آن روزی که ما وحدت کلمه را از دست دادیم، آنها حمله خواهند کرد و باز یک قلدری را مثل رضاخان می‏آورند... باز همان آش و همان کاسه است و همان عقب ماندگی است و همان ذلت است.


همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم، خصوصا طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستم‏شاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می‏شوید.


انسجام اسلامی

چیستی انسجام

معنای انسجام این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم. اگر این‏طور شد، جامعه توحیدی است.... جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام، و همه هم مقصدشان یکی باشد.


وحدت واقعی یعنی قلب همه شما برای یک چیز تپید که آن اسلام است. اگر این‏طور شد، خداوند شما را تأیید می‏کند.


اسلام؛ ضامن وحدت

اسلام، ضامن وحدت کشور، در عین آزادی و استقلال است.


قرآن کریم که [به] ما دستور داده به مسلمین دستور وحدت داده، برای یک سال و ده سال و صد سال نیست؛ برای سرتاسر عالم است در سرتاسر تاریخ.


باید جوانان غیور اسلامی ما بدانند که تا دست اتحاد به هم ندهند و هدف خود را اسلام که تنها مکتب نجات‏بخش بشر است و یگانه کفیل آزادی و استقلال ملت‏های مستضعف است، قرار ندهند، امید پیروزی را نباید داشته باشند.


دعوت به اسلام، اصلش دعوت به وحدت است؛ یعنی همه در کلمه اسلام با هم مجتمع باشند و در آسایش.


پیغمبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند. می‏خواست تمام ممالک دنیا را تحت یک کلمه توحید... قرار بدهد.


برادری فرقه‏های اسلامی

ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیا هستیم. برنامه ما، برنامه اسلام است، وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است، براردی با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم‏پیمانی با تمام دُوَل مسلمین است در سراسر جهان.


کرارا دولت‏های اسلامی را دعوت به اتحاد و برادری نموده‏ام در مقابل اجانب وایادی آنها که می‏خواهند با ایجاد نفاق در بین مسلمین و دولت‏های اسلامی، ممالک عزیز ما را تحت اسارت و ذلّ استعمار نگه دارند و از مخازن معنوی و مادی آنها استفاده کنند.


در اسلام بین شیعه و سنی ابدا تفرقه نیست. بین شیعه و سنی نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ائمه اطهار ما سفارش کردند به ما، که بپیوندید با هم و با هم اجتماعتان را حفظ کنید.


همه مسلمین در نظر ما... عزیزند. ما ملت اسلام را، ترکش باشد، عربش باشد، عجمش باشد ـ از هر ملت ـ آفریقا باشد، امریکا باشد، هر جا می‏خواهد باشد، ما ملت اسلام را عزیز می‏داریم.


وحدت مذهبی لازم است. وحدت مذهبی است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد می‏کند. اگر علاقه به استقلال ایران دارید، وحدت مذهبی داشته باشید.


ما برادری خودمان را به برادران اهل سنت اعلام می‏کنیم. دشمنان اسلامند که میخواهند ما را با برادرهای خودمان مخلتف کنند... ما اعلام می‏کنیم وحدت کلمه مسلمین را. اگر مسلمین وحدت کلمه داشتند، امکان نداشت اجانب بر آنها تسلط پیدا بکنند.


برادران سنی ما نباید به یک تبلیغاتی که از طرف دشمنان اسلام می‏شود ترتیب اثر بدهند. ما با آنها برادر هستیم؛ آنها با ما برادر هستند... همه ما با هم هستیم.


ما فریاد می‏زنیم که باید همه با هم باشیم، هفته وحدت داشته باشیم. دین ما یکی است، قرآن ما یکی است، پیغمبر ما یکی است.


این یک برکت بزرگی است که جمهوری اسلامی ما را و همه برادرهای اهل تشیع و تسنن را یک‏جا جمع کرده و همه‏مان برای اسلام می‏خواهیم کوشش کنیم.


دولت و ملت ایران به تبعیت از احکام اسلام با تمام کشورهای اسلامی... دست برادری [می]دهد تا با وحدت کلمه و اتحاد بین تمام مسلمین، از شرّ قدرت‏های بزرگ سلطه‏گر و توطئه‏های ابرچپاولگران و جنایت‏کاران خلاص شوند.


انسجام؛ عامل پیروزی

ما ملت‏ها، ما همه که تحت پرچم توحید هستیم، تا با هم مجتمع نباشیم... و با هم وحدت نداشته باشیم و در صحنه حاضر نباشیم، نمی‏توانیم در مقابل این سیل کفر و این سیل فزاینده‏ای که همه عالم را دارد می‏برد، مقاومت بکنیم.


هم‏بستگی بزرگ اسلامی که در رأس تمام هم‏بستگی‏هاست، ملت‏های اسلامی را باید آنچنان وحدت بخشد که هیچ دولت اجنبی خیال سلطه بر کشورهای اسلامی را به سر نپروراند.


همه می‏دانید آنچه بر سر مسلمین آمده است، از این قدرت‏های بزرگ است و آنچه باید این مشکلات را حل بکند، وحدت کلمه مسلمین است.


باید سعی کنید وحدت و هماهنگی را به صورتی حفظ نمایید که هرگونه تبلیغات سوء را از بین ببرد.


جشن بزرگ وقتی است که مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند و آنان را تا ابد منزوی نمایند و مسلمین با وحدت کلمه زیر پرچم توحید، دست بیدادگران را از کشورهایشان قطع کنند.


شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان! به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‏ها و عُمّال سرسپرده آنان نترسید.


اگر ممالک اسلامی با جمعیتی که یک میلیارد تقریبا هست، مخازن بزرگی که دارند، اینها اگر به یک نحو اتحادی با هم پیدا کنند، بزرگ‏ترین قدرت هستند.


مسلمانان و انسجام اسلامی

واجب است بر همه مسلمین که با هم باشند.


الان تکلیف همه ما مسلمین، وحدت کلمه [است]... و اگر کسی تخلف کند، به اسلام خیانت کرده است.


مسلمین باید برای به دست آوردن استقلال و آزادی، کلید پیروزی را به دست آورند و برای وحدت کلمه کوشش کنند.


اکنون لازم است وحدت کلمه خود را... با کمال جدیت حفظ کنید و صفوف خود را در زیر پرچم عدالت‏پرور اسلام فشرده کنید.


لازم است تمام جناح‏ها که در پیشرفت مکتب رهایی بخش اسلام در تکاپو هستند، به هم بپیوندند و با شعار واحد که شعار اسلام و قرآن است هم‏صدا شوند.


بر همه اقشار ملت تکلیف الهی و وجدانی است که با اتحاد کلمه بدون هراس از قدرت‏ها و ابرقدرت‏ها، هدف اسلامی خود را تعقیب [کنند]... و با قاطعیت و جدیت به سوی هدف پیش روند.


مسلمانان بعد از... اعلان هم‏بستگی با ملت دلاور ایران، باید به فکر رَمْیِ استعمار از کشورها و سرزمین‏های اسلامی خود باشند و برای بیرون راندن جُنود ابلیس و برچیدن پایگاه‏های نظامی شرق و غرب از کشورهای خود تلاش نمایند و نگذارند دنیاخواران از امکانات آنان در جهت منافع خود و ضربه زدن به کشورهای اسلامی استفاده کنند.


برای همه مسلمین پیام من این است که با دارا بودن تمام امکانات و با جمعیت عظیمی که مسلمین دارند و با ممالک کثیری که تحت سلطه و قدرت آنهاست، آنها با هم اتحاد کنند. اگر متحد شوند، هیچ‏یک از ابرقدرت‏ها، قدرت اینکه به آنها تجاوز کنند، ندارند.


بر شما ملت عزیز اسلام که برای ادای مناسک حج در این سرزمین وحی اجتماع کرده‏اید لازم است که از فرصت استفاده کرده، به فکر چاره باشید. برای حل مسائل مشکله مسلمین تبادل نظر و تفاهم کنید.


این اجتماع بزرگ [حج] که به امر خداوند تعالی در هر سال در این سرزمین مقدس فراهم می‏شود، شما ملت‏های مسلمان را مکلف می‏سازد که در اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عالیه شریعت مطهره و در راه ترقی و تعالی مسلمین و اتحاد و پیوستگی جامعه اسلامی کوشش کنید.


علمای بلاد و کشورهای اسلامی باید راجع به حل مشکلات و معضلات مسلمین و خروج آنان از سیطره قدرت حکومت‏های جور با یکدیگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و برای حفظ منافع مسلمین سینه را سپر کنند.


کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی و در بیدار کردن دولت‏مردان، و دعوت به وحدت واتحاد کنید که خداوند با شماست.


دولت‏های اسلامی و انسجام اسلامی

اگر این دولت‏های اسلامی... اتحاد پیدا بکنند، در سایه اتحاد، احتیاج به هیچ چیز و هیچ کشوری و هیچ قدرتی ندارند.


کسانی که مسئولیتشان خیلی زیاد است، دولت‏های اسلامی است.... آنها مسئولند بر حفظ اسلام و حفظ وحدت کلمه اسلام و حفظ احکام اسلام و معرفی کردن اسلام به دنیای مدرن.


باید دولت‏های اسلامی... بدانندکه رمزپیروزی دولت‏ها،وحدت کلمه،و رفع اختلافات است.


تا وحدت کلمه نباشد، تا رؤسای اسلام وحدت کلمه در خودشان ایجاد نکنند، تا فکر نکنند بر بدبختی‏های ملت‏های اسلام،... سیادت نمی‏توانند بکنند.


تفرقه؛ شیطان؛ استعمار

تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است.


بنایتان را بر این بگذارید که برای اسلام و حق خدمت کنید که در این صورت است که اختلاف پیدا نمی‏کنید. اختلاف مال شیطان است.


طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی، از جنایاتی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می‏برند... ریخته شده است.


نقشه، استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین‏های زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی می‏باشد و فقط با فداکاری، پایداری و اتحاد دولت‏های اسلامی می‏تواند از شرّ این کابوس سیاه استعمار رهایی یافت.


از زمان‏های طولانی که کارشناسان خارجی به کشورهای شرقی و اسلامی راه یافته‏اند، کوشش نموده‏اند که ملت‏های اسلامی را گروه‏بندی کرده و با تبلیغات دامنه‏دار خود و وابستگان به سیاست حزب خود، آنان را از هم جدا نگه دارند و احیانا در مقابل یکدیگر به موضع‏گیری وادارند.


منابع

مجله گلبرگ؛خرداد۸۶؛شماره۸۷

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


موانع پیشرفت از دیدگاه امام علی

موانع پیشرفت از دیدگاه امام علی (ع) 

حضرت  علی (ع) می فرمایند«دولت ها و جوامع زمانی به انحطاط گرایش پیدا می کنند که اصول ارزشی از بین برود و نیرنگ به عنوان اصل ارزشی مورد قبول قرار گیرد،فرومایگان سمت ها و مسئولیت ها را به عهده گیرند و کسانی که فاضلند منزوی شوند.
بنابر این اگر انسان با مطالعه دریافت اصول ارزشی در جامعه تضییع شده و تباه گردیده و نیرنگ و غرور و فریب جای را گرفته و همچنین اگر پست ها ی حساس جامعه در اختیار فرومایگان قرار گرفته و انسان های فاضل و شریف از تصدی آن مشاغل محروم اند ،می توانداستدلال کند که آن جامعه به سوی سقوط و انحطاط می رود و اگر یافت که اصول ارزشی بر ارکان جامعه حاکم است ،صداقت و امانت داری و تلاش و کوشش و عدالت و آزادی در آن جامعه برجسته است و انسان های شریف و فاضل مسئولیت های گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پیشرفت خواهد کرد.

در بیان دیگری امام علی (ع)فرمود:«بر ادبار دولت ها بر 4 چیز استدلال می شود:1- بدی تدبیر2- زشتی اسراف و تبذیر3- کمی اعتبار 4- بسیار مغرور شدن و یا بسیار پوزش خواستن»


امام علی (ع) و راز و رمز پيشرفت و سقوط
علل پيشرفت يك امت و نشانه‏هاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مى‏شود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(1) دولت‏ها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مى‏كنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان سمت‏ها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.

بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پست‏هاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسان‏هاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مى‏تواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مى‏رود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسان‏هاى شريف و فاضل مسئوليت‏هاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.
در بيان ديگرى امام على (ع) فرمود: «يستدل على الادبار باربع، سوء التدبير وقبح التبذير و قلة الاعتبار وكثرة الاعتذار؛(۲) بر ادبار دولت‏ها به چهار چيز استدلال مى‏شود 1- بدى تدبير 2- زشتى اسراف و تبذير 3- كمى اعتبار 4- بسيار مغرور شدن و يا بسيار پوزش خواستن».
بر اساس اين بيان اگر جامعه‏اى از مديريت خوب بهره‏مند نباشد و گرفتار اسراف و تبذير و ريخت و پاش مالى باشد و از حوادث درس عبرت نگيرد و براى حوادث پيش بينى نشده، چاره‏انديشى وآينده نگرى نداشته باشد و به دليل خطاهايى كه مرتكب مى‏شود پيوسته پوزش بطلبد يا پيوسته در دام غرور باشد. آن جامعه و دولت سقوط خواهد كرد. ولى در مقابل آن اگر جامعه از مديريت و برنامه ريزى خوب برخوردار باشد و از اسراف و تبذير دورى گزيند و از حوادث و رويدادها درس عبرت بگيرد و از خطاء و اشتباه بجاى عذرخواهى بعد از خطا اجتناب كند پيشرفت خواهد كرد، چنان چه همان حضرت فرمود: «حسن التدبير و تجنّب التبذير من حسن السياسة؛(۳) نيكويى تدبير و دورى و اجتناب نمودن از اسراف از نيكويى سياست است»..

منابع

نهج البلاغه

ماهنامه پاسداراسلام،شماره ۲۹۸

----------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱. شرح غرر و درر، ج 6، ص‏450، شماره 10965.


۲. شرح غرر و درر، ج‏6،ص 449.


۳. همان، ج 3، ص 385.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


مهم‌ترين سلاح ملت ايران

مهم‌ترين سلاح ملت ايران


اكنون مهم‌ترين سلاح ملت ايران برای خنثی کردن تهديد‌ها، همبستگی ملی و همدلی است. ملت ايران برای خنثی کردن تهديد‌های دشمن احتياج به بمب اتمی و سلاح هسته‌ای ندارد. همدلی و همبستگی مردم و چنگ زدن به ريسمان الهی و ايمان دينی، مهم‌ترين سلاح ملت ايران است.
اگر محبت و مهرورزی ، مودت و برادری و احترام به حقوق يكديگر در جامعه پايدار شود، اختلافات، كينه ورزی ها، بخل ها، حسادت ها، حق كشی ‌ها و بی انصافی ‌ها به طور كلی رخت برخواهد بست و خيرخواهی و ايثار و فداكاری جانشين آن خواهد شد. چنين امری علاوه بر تاثيرات گسترده بر زندگی فردی و جمعی آحاد جامعه، پايه‌های وحدت و اقتدار ملی را نيز تقويت خواهد كرد.
امروز جهان تشنه عدالت و مهرورزی می ‌باشد. فارابی  در كتاب فصول منتزعه عامل ايجاد همبستگی را محبت، و عامل ثبات و پايداری آن را عدالت می داند. احساس محبت، خود صرفاً عاملی برای ايجاد همبستگی اجتماعی است؛ ولی برای بقای آن، عدالت يك ضرورت است.
قرآن، هم مسلمانان را به وحدت دعوت كرده: «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَميعاً و لا تفرّقوا» و هم از تفرقه نهى فرموده است: «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» با يكديگر نزاع نكنيد كه سست و ناتوان مى‏شويد.
مثال : قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند، قدرتى ندارند، امّا وقتى در كنار هم قرار مى‏گيرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى‏شوند، چنان قدرتى مى‏يابند كه اگر مهار نشوند، سيل بنيان‏كن مى‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند، توربين‏هاى عظيمى را به حركت درمى‏آورند كه دهها مگاوات برق توليد كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى‏آورند.

بدون شک نياز مسلمين به اتحاد و اتفاق از مبرم ترين نيازهاست و درد اساسی جهان اسلام همين کينه های کهنه ميان مردم مسلمان است. فرقه های اسلامی در عين اختلافاتی که در کلام و فقه و غيره با هم دارند، بواسطه مشترکات بيشتری که در ميان آنها است می توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام دست برادری دهند و جبهه واحدی تشکيل دهند. به اين معنی که احزاب و دسته جات مختلف در عين اختلاف در مسلک و ايدئولوژی و راه و روش، بواسطه مشترکاتی که ميان آنها هست، در مقابل دشمن مشترک در يک صف جبهه بندی کنند.

منابع:

امامت ورهبری استاد شهید مرتضی مطهری

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی


راهها و موانع رسيدن به پيشرفت با رويكرد بررسی سيره پيامبراعظم(ص)

 راهها و موانع رسيدن به پيشرفت با رويكرد بررسی سيره پيامبراعظم(ص)


نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام


يكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك و كلام‏دلاويز و پرجاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، اين خلق نيكو تا بدان حدى بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به‏سزايى داشت:


1-  اخلاق پيامبر (ص)


2-  شمشير و مجاهدات حضرت على (ع)


3- انفاق ثروت حضرت خديجه (س)


در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام و جذب‏دل‏ها تصريح شده است، آن جا كه مى‏خوانيم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما ! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراكنده‏مى‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش كن، و دركارها با آن‏ها مشورت فرما.» از اين آيه استفاده مى‏شود كه :


1-  نرمش و اخلاق نيك، يك هديه الهى است، كسانى كه نرمش ندارند،از اين موهبت الهى محرومند.


2- افراد سنگ‏دل و سخت‏گير نمى‏توانند مردم‏دارى كنند، و به جذب‏ نيروهاى انسانى بپردازند.


3-  رهبرى و مديريت صحيح با جذب و عطوفت همراه است.


4- بايد دست ‏شكست‏ خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت وجذب كرد (با توجه به اين كه شان نزول آيه مذكور در موردندامت فراريان مسلمان در جنگ احد نازل شده است).


مشورت با مردم از خصلت‏هاى نيك و پيوند دهنده است كه موجب‏انسجام مى‏گردد.


تنها مكتبى كه مطلقاً با زور پيشرفت نمى كند، مكتب اسلام است. براى اينكه با قلب، روح و فطرت انسانها سر و كار دارد. يكى از بهترين راههاى معرفىِ اسلام ناب، دوست داشتن، مهر ورزيدن و خدمت كردن به خلق خداست در خدمت هم نبايد بين مردم مرزبندى كنيم، چون وقتى اسلام مى آيد، متعلق به همه است.


برنامه های پيامبر برای رسيدن به توسعه اقتصادی


پيغمبر از همان آغاز بعثت، برای رفع مشکلات اقتصادی، بر دو اصل مهم زير تاکيد ورزيد:


1- برادری


2- الگوسازی


منظور از برقراری پيوند برادری ايجاد زمينه برای محبت و مهرورزی، کمک و دلسوزی و تعهد ورسيدگی برادران به امور و مشکلات يکديگر است.اين برنامه رسول خدا، پايه گذار بهترين و مطمئن ترين روابط انسانی است و موجب حفظ جامعه و تعهد متقابل و انس و الفت افراد می گردد.


برادری بدون الگو مانند کشتی بدون ناخداست، و وجود الگو برای حل مسائل اجتماعی و رفع بحرانهای مالی و ايجاد اقتصادی پويا که بوسيله آن ، زمين آباد گردد و از معادن و منابع آن استفاده بهينه بعمل آيد، بسيار ضروری است.


حضرت مشکلات اقتصادی را زاييده ضعفهای اخلاقی و ايمانی خود انسانها می دانست. و طبق آيه 34 سوره ابراهيم ، ظلم و ناسپاسی علتهای اساسی مشکلات اقتصادی جوامع انسانی است.


اولين اقدام اقتصادی پيامبر معالجه اين دو خصلت ناميمون بود و در همين راستا، با جلوگيری از انباشته شدن و تراکم ثروت در دست افراد و منع احتکار و رباخواری به ريشه کنی ظلم و بي عدالتی و مبارزه با ستمکاران پرداخت و با احکام و مقرراتی که برای توليد وضع کرد، به درمان سستی و تن پروری و ناسپاسی پرداخت.


در گذشته که مبادله کالاها بدون واسطه پول انجام می شد، با سه ويژگی زير همراه بود:


1- بين توليد و مصرف فاصله ای وجود نداشت.


2- ذخيره سازی طولانی کالاها غير ممکن بود.


3- عمل مبادله به عنوان کسب و کار برای افراد تلقی نمی شد.


از بين رفتن سه ويژگی فوق، سبب پيدايش ربا و گشايش بازارهای سرمايه داری با وامها و داد و ستدهای ربوی است، وسلامتی جامعه و هماهنگی و توازن اجتماعی را به خطر انداخته و عمليات اقتصادی را از مسير طبيعی آن منحرف ساخته است.


رعايت اصل مساوات و شايسته سالاری


مفاهيمي چون آزادی و مساوات وقتی که تعريف صحيحی از آنها ارائه نگردد و پشتوانه دينی و قانونی، و عامل اجرايی نداشته باشند، چيزی جز شعارهای زيبا و فريبنده نخواهد بود. مساوات مورد نظر اسلام متکی بر اصول و مبادی ثابتی است و همه مردم را در حقوق انسانی برابر می شمارد، و تفاوت را در صفات اکتسابی آدميان، نظير نيکوکاری يا فساد و پارسايی يا بی بندوباری می داند.


پيامبر (ص) در اجرای کامل اصل مساوات، به خاطر پويايی و نشاط جامعه اسلامی، کار و فعاليت مومنان و رقابتشان در اعمال خير را ارج می نهاد تا مراتب و درجات اجتماعی و دينی آنها که ناشی از تفاوت ايمان و دانش و سعی و عمل آنان بود، آشکار گردد و البته چنين سياستی در يک مدير منظم و با برنامه ، سبب پيشرفت و ترقی جامعه خواهد بود.


پيامبر (ص) تمام سعی اش بر اين بود  که شايسته ترين انسانها را برای خدمت به اسلام و مسلمانان بکار گيرد و در همين رابطه می فرمود: « هرکس ولايت مسلمانان را به عهده گيرد و کاری را به کسی سپارد در حاليکه شايسته تر از او در دسترس داشته باشد، به خدا و رسول او خيانت کرده است. »


و در جايی ديگر می فرمايند : « امارت سبب شرمساری و پشيمانی انسان در روز قيامت مي گردد، مگر برای کسی که شايسته آن باشد و واجبات آن را ادا کند. »


در جامعه اسلامی ، فضيلت و برتری نتيجه تقوا و شايستگي و عمل است.


هر کس ذوق و استعداد ويژه ای دارد و خوشبخت کسی است که آنرا کشف کند.


در جامعه اسلامی ، فضيلت و برتری نتيجه تقوا و شايستگی است و شايستگی نيز، با عمل صالحی که مسلمانان با درستکاری و صداقت و دقت انجام دهند، حاصل می شود. کار و عمل از نظر اسلام واجب و ملاک کاميابی و سعادت دنيا و آخرت انسان می باشد. هدف از سعی و تلاش در زمين بدست آوردن روزی حلال است. بعد از اکتساب روزی حلال ، نوبت به تزکيه آن و انفاق خردمندانه و اخراج حقوق واجب خدايی است .


« مومنان و نمازگزاران حقيقی، انهايند که در مال و دارايی خود، حقی معين و معلوم گردانند- تا به سائلان نيازمند و فقيران آبرومند و محروم رسانند.» (سوره معراج ،آيه های 24-25)


پيامبر (ص) نه تنها مسلمانان را به کار و عمل تشويق می کرد ، بلکه آن را مرکز و محور تکامل بحساب می آورد، زيرا عشق به کار، روح ابداع و نوآوری وتلاش را در انسان زنده نگه می دارد ، وکار بدون ميل و رغبت ، نه تنها عامل پيشرفت نيست بلکه موجب رکود و توقف می گردد.


از نظر اسلام ، در گزينش مدير ، ايمان و باور قلبی او به ارزشمندی کار شرط اساسی است و از نشانه های ايمان ، کار پيوسته و مستمر است. بطوريکه قرآن در مقام دلجويی و تسليت به پيامبر اکرم می گويد : « ای رسول ، نزديک است که اگر امت به اين قرآن ايمان نياورند، خودت را از شدت اندوه و تاسف بر آنان هلاک سازی. »


موانع اخلاقی پيشرفت


حسادت عامل اختلاف:


«ان الدين عند اللَّه الاسلام و مااختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغياً بينهم» آل عمران، 19.


دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد اختلافى (در آن) ايجاد نكردند مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود .


بى عقلى منشأ اختلاف :


«تحسبهم جميعاً و قلوبهم شتّى‏ ذلك بانّهم قوم لا يعقلون» حشر، 14


آنها را متّحد مى‏پندارى در حالى كه دلهايشان پراكنده است اين به خاطر آن است كه آنها قومى هستند كه تعقّل نمى‏كنند .


ناپاكى روح عامل اختلاف:


قال على عليه السلام : «انّما انتم اخوان على دين اللَّه ما فرّق بينكم الّا خبث السرائر و سوء الضّمائر فلا توازرون و لا تناصحون و لا تباذلون و لا توادّون» .


همانا شما برادران دينى مى‏باشيد، ناپاكى درون و باطن زشت و بد شما را از هم جدا مى‏كند كه در نتيجه جدايى يكديگر را كمك نمى‏كنيد خيرخواه يكديگر نيستيد و بخشش به يكديگر نداريد و همديگر را دوست نداريد . (شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحديد 7 / 246)


نادانى عامل اختلاف:


قال على عليه السلام : «لو سكت الجاهل ما اختلف النّاس» .


اگر نادان خاموش شود مردم با يكديگر اختلاف نمى‏كنند. (بحار 75 / 51)


اميرالمؤمنين عليه السلام از اصحاب خود به خاطر تفرقه‏شان گلايه مى‏كند و مى‏فرمايد: به خدا سوگند اين واقعيت قلب انسان را مى‏ميراند و دچار غم و اندوه مى‏كند كه دشمنان اسلام در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرق هستيد ، زشت باد روى شما و از اندوه رهايى نيابيد كه آماج تير بلا شديد، به شما حمله مى‏كنند، شما حمله نمى‏كنيد و با شما مى‏جنگند، شما نمى‏جنگيد، اينگونه معصيت خدا مى‏شود و شما راضى شديد . (نهج‏البلاغه خطبه 27)


استفاده صحيح از نعمتهای الهی


روزی رسول اکرم (ص) وارد اطاق عايشه شد. مشاهده کرد که تکه نانی روی زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: ای حميرا؛ از نعمت های الهي صحيح استفاده کن و آنان را گرامی دار تا هرگز نعمت های خداوند از مردم دور نشود.


( شکر نعمت نعمتت افزون کند             کفر نعمت از کفت بيرون کند )


حال که سخن از نعمت الهی شد مناسب است توجه عزيزان را به يک روايت از حضرت ابا عبدالله الحسين معطوف بدارم.


امام حسين (ع) فرمود: سقوطی تدريجی بنده، به آن است که خداوند نعمتها را بر او فرو می ريزد و او از شکر باز می ماند.


پرهيز از اسراف و زياده روی


رسول الله (ص) می فرمایند :


ـــ از گونه های اسراف اين است که هر چه می خواهی، بخوری.


ـــ من اقتصد اغناه الله و من بذّر افقره الله و من تواضع دفعه الله و من تجبّر قصصدالله.


هر که در خرج کردن ميانه روی کند، خدا او را بی نياز می کند و هر که زياده روی نمايد خدا فقيرش می کند و هر کس بزرگی بفروشد، خدا او را در هم می شکند.

منابع:

سیره پیامبر دررهبری وانسان سازی-الصفارسالم

http://taaliei.ran.parsiblog.com

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٦ - اعظم رسولی